پيغام مدير : سخته بخوای همه ی دردهاتو توی چند تا جمله خلاصه کنیهمه ی دردهاتو شکل حرف دربیاری,حرفا رو شکل کلمه...کلمه پیدا کردن برای گفتن بغضت سخته...زندونی کردن این همه فکر توی چاردیواری مغزت سختهمجبورم بنویسم...این جابرای دفن کردن حرفام,دردام,بغضم...فقط به خاطر اینکه خفه نشم...من بازم دلم گرفته
--------------------كد لينك ما :
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد :
قالب وبلاگ | آموزش همه چيز از گرافيک ا فغانستان سیاسی اجتماعی نامه و متنهای عاشقانه جذاب وبلاگ اقای نگارش کیمیای ناب اطلا عات در مذهب شیعه ادم بودن یا نبودن شبهای پیشاور در مرد سینمای افغانستان فیلتر شکن پیغامها دوستان دست نوشته های یک دل شکسته کانون محبت .شعر و ادب ويلاي عشق عشقانه ها مهر اسموني بپيچون سرگرمی غلام احمد احمدی (نفسی عمیق تهران) دختران هزاره بهار بی برگ کی میاد ستاره چینی؟ سودای عشق دنیای معلومات آزادی حق همه است باران بهاري وبلاگ حقوقي قالب هاي حرفه اي براي شما سرگرمي : تفريح : خنده جووني آنلاين
قالب های توپ برای شما وبلاگ دوست خوبم حارث جان از كاپيسا خانه ی خلوت دل باز تو را می طلبد سیاسی و اجتماعی عاشقانه عا شقانه های من دختر افغان دست نوشته های یک دل شکسته عکس های دیدنی لینک سایتهای افغانستان افغانستان قلب اسیا عکسهاي داغ از ... واي (5263)آرشيو لينكدوني
علی امینی
تقدیر.............................................
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
سلام دوستان عزیز و گرامی مقدم شما را به وبلاگ عاشقانه ها گرامی میداریم..... نقطه نظرات پیشنهادی و انتقادی شما در مورد این وبلاگ برای بهترشدن این وبلاگ کمک خواهد بود..... امید وارم از بودن دراین وبلاگ لذت ببرید و چشم به راه آمدن دوباره و نظرات شما هستم اخبار افغانستان آمار
طراحي شده توسط علي کورشفر www.2Temp.com www.TakTemp.com
خدایا ( )
دادن هایت
ندادن هایت
گرفتن هایت دادن هایت را نعمت
ندادن هایت را رحمت
گرفتن هایت را حکمت
لينك ثابت
عبور ( )
روزگاری من و تو ( )
هر که خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدن نسلی از بیگانگان آدم شدند
------------------------------------------
نخواهم کشت دل را ، از چه باید بگذرم از تو سراسر باده ی عشقم ، سراپا ساغرم از تو شهامت می کنم اما ، نه در ترکت عزیز دل نمی گردد دمی حتی ، جدایی باورم از تو منم از سر گذشته آب تر ، در غرق این اقرار به زخم عشق خون گشته تمام پیکرم از تو
---------------------------------------------------
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدرغرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت او کسی بود که از غرق شدن می ترسید عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
--------------------------------------
باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است باز ما و کشف خلوت کسی که عاشق است در سکوت چشم دوختن به جاده های دور باز انتظار عادت کسی که عاشق است دستهای التماس ما گشوده پس کجاست؟ دستهای با محبّت کسی که عاشق است باز هم سخن بگو سخن بگو شنیدنی ست از زبان تو حکایت کسی که عاشق است من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است بغض های شب همیشه سهم نا امید هاست خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است منتظر نایستید٬نوبت شما که نیست نوبت من است٬نوبت کسی که عاشق است "زیبا طاهریان"
--------------------------------------------------
من از تو دل نمیبرم اگرچه از تو دلخورم اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپرم هنوز هم خیال کن کنار تونشسته ام منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی من شکست داده را خودت برنده میکنی نیامدیو سالها نظر به جاده دوخته ام بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوخته ام رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها صدا بزن مراشبی به غربتی که ساختی به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی من از تو دل نمیبرم اگرچه ازتو دلخورم اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپرم محسن چاووشی
----------------------------------------
حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی
و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی
من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم
وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی
وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
--------------------------------------------
ارام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم . تو امدی . شاد بودی . شلوغ بودی .وسوسه بودی . تنها بودی . کنارم ماندی . جذاب شدی . غمگین شدی . مرا خواندی . عاشق شدی . مهربان شدی . دلسوز و پر هیجان و ارام در دلم جا گرفتی . غمگین شدم . حساس و مهربان . جرقه شدم . عاشق شدم . سنگدل شدی . بی احساس و بی تفاوت .................. تو رفتی . تنها شدم . غمگین و افسرده. بهت زده و گیج و با تمام وجود فریادت کردم . اما باز تو رفتی . محزون شدم دلگیر. افسرده و عصبی . تو را خواندم اما تو رفته بودی . فریادت کردم .نبودی . گریه کردم .....هیچ ..... متنفر شدم . از تو و از تمام احساسی که تو را میخواند منزجر . و تو همچنان نبودی . افسرده شدم . تنها شدم . غایب شدی . انتقام شدم .............. از ذهنم رفتی . ازاد شدم . از دلم رفتی . فریاد شدم . اما فریادی غمگین . شکست خوردی . پشیمان شدی . برگشتی . مرا خواندی . تنها بودم غمگین بودم افسرده بودم اما نخواندمت . برگشتی . گیج شدم . گیج گیج. میخواستم بروم . تو نخواستی . میخواستم بروم قلبم نخواست . میخواستم بروم فکرم نخواست .اما عقلم گفت برو داشتم میرفتم که تو گفتی نرو التماس شدی . سر تا پا خواهش . حسرت و درد . اما من رفتم رفتم ولی هزار بار ارزو کردم : که ای کاش هرگز نمی امدی و هرگز نمی امدم.
جوابي به شعر كوچه ( )
جوابي به شعر كوچه
شعر كوچه سروده « هما میرافشار »
(پاسخ شعر كوچه اثر فریدون مشیری)
دکلمه این شعر به همراه ترانهی زیبای ماتم عشق از افشین سپهر را ميتوانيد از اينجا گوش كنيد
اين هم شعر کوچه از « فریدون مشیری »
از اينجا هم ميتوانيد دكلمه زيباي اين شعر را با صدای استاد دانلود كنيد
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخهها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن
لحظهای چند بر این آب نظر کن
آب، آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم
باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
چند رباعی زیبا از خیام نیشابوری: ( )
سر دفتر عالم معانی عشق است
سر بیت قصیده جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است
ای آنکه شب وروز خدا می طلبی من باده خورم ولیک مستی نکنم
کوری اگر از خویش جدا می طلبی الا به قدح د ر ا ز دستی نکنم
حق با تو به هرزمان عیان می گوید: دانی غرضم ز می پرستی چه بود؟
سرتا قدمت منم،که را می طلبی؟ تا من چو تو خویشتن پرستی نکنم
ای واعظ شهر ازتو پرکار تریم
با این همه مستی از توهشیارتریم
توخون کسان خوری وما خون رزان
انصا ف بده،کدام خون خوارتریم؟
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی!
هر لحظه بدام دگری پا بستی!
گفت: شیخا، هرآنچه گویی هستم
آیا توچنان که مینمایی هستی؟؟
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره به آن مشو که من می نخورم
صد لقمه خوری که می غلام است آنرا
می خوردن و گرد نیکوان گردیدن سر مست به میخانه گذر کردم دوش
به زان که بزرق، زاهدی ورزیدن پیری دیدم مست وسبویی بردوش
گر عاشق ومست دوزخی خواهد بود گفتم که چرا نداری از یزدان شرم؟
پس روی بهشت کس نخواهد دیدن گفتا که کریم است خدای،باده بنوش
دوران جهان بی می وساقی هیچ است
بی زمزمه ساز عراقی هیچ است
هرچند دراحوال جهان می نگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
( )
آرزوها ( )
رفته بودم تا دلي افسون كنم وحشت شب را ز دل بيرون كنم رفته بودم در ديار و شهرعشق آسمان اين دلم مه گون كنم در گلستان صفا بخش وجود اين دل تفديده را گلگون كنم در زلالين چشمه هاى زندگى اين تن خشكيده را كارون كنم باسياهين چشم حورى مشربان اين دل غمديده را مفتون كنم رفته بودم زير چتر ماه عشق اخترى در آسمان افزون كنم رفته بودم ماه را از زير ابر بركشيده در سمايم زون كنم رفته بودم هم زمين وهم زمان با دل دل برده ام مجنون كنمرفته بودم تا دل درياى عشق با نواى جان ودل همگون كنم رفته بودم تا در أوج آسمان نغمه هاى ليليان برگون كنم رفته بودم لابلاى كوه ودشت با دلى خسته سخن مكنون كنم رفته بودم تا ازاين درد زمان صحبت دلخسته ازگردون كنم بر زنم آهى ز تنهايى دهر يا نيازى با دلي دلخون كنم بر بلنداى خش و خاشاك ها روح را با همدلى معجون كنم
ناهید نوری ( )
به نام خدایی که زن آفرید حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را مساوی تر از سهم من آفرید
نادر جدیدی ( )
بهنام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسنالخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیباییام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونهام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین!
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بیریا آفرید / جدا از حسادت و بیخشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تکدرخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مهجبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایشات / نشسته مداوم تو را در کمین!
كيستي تو؟ ( )
نزديك ميشوي به من
فرسنگها در من فرو ميروي
در من خانه ميكني
در من حضورميابي
لحظه به لحظه هرجا و هر كجا
توي انگشتهايم جاري ميشوي
سطر به سطر خاطراتم را مي نگاري
روي لبم مينشيني
خنده ميشوي، حرف مي شوي
دلم كه مي گيرد از چشمهايم ميباري
كيستي ؟ كيستي تو؟
كيستي تو كه اين همه
در من بي تابي
سزاوار حرفهاي عاشقانه اي
كيستي تو كه ديدنت زندگي
رفتنت مرگ است
در من بمان
از هنوز تا هميشه................
دل روشـــــنی دارم ای عشـــق
مرا می شناسی تو ای عشق
من از آشنایان احساس آبم
و همسایه ام مهربانی است
و توفان یک گل مرا زیر و رو کرد
پرم از عبور پرستو
صدای صنوبر
سلام سپیدار
که در من گره خورده احساس رویش
گره خورده ام من به پرهای پرواز
گره خورده ام من به معنای فردا
دل تشنه ای دارم ای عشق
مرا خنده کن بر لبانی
که شب را نگفتند
مرا آشنا کن به گلهای شوقی
که این سو شکستند و آنسو شکفتند
دل نورسی دارم ای عشق
مرا پل بزن تا نسیم نوازش
مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید
دل عاشقی دارم ای عشق
صدایم کن از صبر سجاده ی شب
صدایم کن از سمت بیداری کوه
تورا میشناسم من ای عشق
شبی عظر گام تو در کوچه پیچید
من از شعر، پیراهنی بر تنم بود
به دستم چراغ دلم را گرفتم
ودر کوچه عطر عبور تو پر بود
و در کوچه باران چه یکریز و سرشار
گرفتم به سر چتر باران
کسی در نگاهم نفس زد
و سرتاسر شب پر از جستجوی تو بودم
و سرتاسر روز پر از جسجوی تو هستم
صدایم کن ای عشق
صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه
تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
خداي من ( )
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغة دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی... من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزني. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.
گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت....
جملات عاشقانه و عارفانه ( )
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.
وقتي دلم برات تنگ مي شه مي رم پشت ابرا زار زار گريه مي کنم پس يادت باشه هر وقت بارونو ديدي بدون که دلم برات تنگ شده.
سر کلاس رياضي بود که استاد اومدو دو خط موازي کشيد خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد و عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد و تو دلش عاشقش شد، در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند.
هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي.
زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.
زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد (تولستوي)
فرشتهاي از آسمون اومد و گفت:كدوم رو ميخواي؟۱۰۰۰۰۰۰دلار يا يك دوست خوب؟من گفتم ۱۰۰۰۰۰۰دلار!چون تورو داشتم
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن..
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه... ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکستتش نبره.
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم.
براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه.
هروقت تونستي برف رسياه كني... پر كلاغ رو سفيد كني.... آتش رو بوس كني... توي آب يه نفس عميق بكشي...اون موقعس كه من ميتونم فراموشت كنم
هر كس كه گفت بهر تو مردم، دروغ گفت / من راست گفتهام كه براي تو زندهام
آنچه که زيباست عزيز نيست آنچه که عزيز است زيباست سعي کن زيبايي در نگاه تو باشد نه در چيزي که به آن مي نگري
گفت: به من بگو چقدر دوستم داری؟گفتم:تو را به بلندی کوهها، پهنای دشتها، عمق دریاها و به زیبایی گلها دوست دارم.تو را به اندازهی تمام وجودت دوست دارم زیرا هیچکس را بدینسان دوست نداشتهام!با حسرت سری جنباند و گفت:متاسفم از اینکه نمیتوانم حرفهایت را باور کنم زیرا قلب کوچک من تحمّل، عشق بزرگ تو را ندارد!
غروب شد.خورشيد رفت.آفتابگردان به دنبال خورشيد می گشت. ناگهان ستاره چشمک زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت... گل ها هرگز خيانت نميکنند
او به چه جهتی می چرخد؟ ( )
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به آرزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را به خاطر دود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان
برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم
پنجره ي رويايي ( )
پنجره ي رويايي
.......شـايد اين صفحه همان پنجرهء رويايي است ...كه من از شيشهء شفاف لغات !!روي زيباي تو را مي بينم ..گاه تابيدن مهتاب حضور و نسيمي كه معطر به تو و شادابي است ...مي خورد بر تن اين پنجره ي رويايي ...واژه ها مي خوانند غزل مستي تو.....شعر بيتابي من !و گل هر كلمه رنگ عشقي دارد كه در انديشه من ....!رنگ چشمان تو است اي صدايت پر از آرامش روح و دلت آينهء پاك وجود باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟ و به ياد نامت همه شــب تا به سحر بيدارم؟؟؟؟
به قلبهایمان هشدار دهیم
که جز برای محبت وعشق نتپند
شعرهای پشت کامیون )طنز) ( )
گر به هستی برسی مست نگردی مردیگر به نیستی برسی سست نگردی مردی
اگه زمونه نامهربونه تو مهربون باشاگه افتاب میسوزونه تو سایبون باش
كاش زندگی دنده عقب داشت!!!!!
منمشتعلعشقعليمچهكنم
نورپايين ، نشانه شعوربالاست
بوق نزن شاگردم خوابه
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
رفیق بی کلک مادر...
کار صد عیسی کند یک یا علی
بر دريچه قلبم نوشتم..ورود عشق ممنوع.اما عشق دنده عقب وارد شد!
اينم پشت يه تراكتور نوشته بود : كي به كيه ؟ منم پرايدم
100 بار بدی کردی و دیدی ثمرش را ...خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
راديات عشق من از بهر تو آمد به جوش..........گر نداری باورم بنگر به روی آمپرماشکالی نداره منم يه روز بزرگ ميشم (پشته یه مینی بوس بود)
از عشق تو ليلی.............رفتم زير تريلی
قربان وجودت که وجودم ز وجود تو به وجود آمد مادر
تو را من چشم در راهم
دلم را آهني كردم مبادا عاشقت گرددندانستم توي ظالم دلي آهن ربا داري
نیش دوست از نیش عقرب بدتر است پس بزن عقرب که دردش کمتر است
خدای عزیزم،
اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،
زیباست (چون دلی زیبا داره)،
درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،
قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی)
و من خیلی دوستش دارم.
خدایا،
ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه...
خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته
(آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا.... .
در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه..خداوندا،
همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،
هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر
(حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.. دوستت دارم دوست عزیزم ! از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه !
در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید ... نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه ... ... نه ..... .....
صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی :
خدایا توکل به تو .....اما، حالا تو این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست، ...
همینطور برای من !
شروع کن !
وقتی میگم این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست همینطور برای من! .....
یه جورائی خوشحال میشم که ازت نامه داشته باشم،
چون میتونم امیدوار باشم که منم جزو اون کسانی هستم که تو دوستشون داری
(^_^)
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by aliamini200.Blogfa.com This Template Designed By Ali Kouroshfar and 2Temp For Blogfa www.TakTemp.com - www.2Temp.com - www.Bia2funny.ir - www.iroom.ir